قرارمون تو...آسمون
مثل من نیست می شوم ... مثل روزها... مثل فصل ها ... مثل آشیانه ها ... مثل برف روی بام ها خانه ها... او هم عاقبت در میان سایه ها غبار می شود مثل عکس کهنه یی تار تار تار می شود
شب سقوط مي كند بي هيچ صدايي و تو رفتی بي هيچ دليلي ...
چون شعرهای فروغ را دوست دارم وبلاگم را با یکی از شعرهای او آغاز می کنم
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت
21:2 توسط ن.ن| |
![]()
| طراح قالب وبلاگ Pichak.net |

