تبليغاتX
قرارمون تو...آسمون - آیه یاس نیستم ...


قرارمون تو...آسمون



شب سقوط مي كند بي هيچ صدايي و تو رفتی بي هيچ دليلي ...












 

نمی خوام آیه یاس باشم ... نمی خوام فکرهای ناجور بکنم ... اصلا دلم هیچی نمی خواد فقط می خوام یه کم راحت باشم ... به هیچی فک نکنم خسته شدم از بس فک کردم دلشوره داشتم دغدغه داشتم ... بابا به خدا منم آدمم منم خسته می شم ... تا که می خوام حرفم بزنم همه می گن چرا اینقدر غر می زنی ؟؟ همش ایه یاس می خونی ... ناشکری !!! کی اونم من ؟؟؟ نمی دونم شاید هستم ...

اما موضوع اینه که من دیگه نمی تونم اینجوری ادامه بدم ... نه امیدی ... نه خوشی ... نه حرف درست و حسابی ... به جای تمام این مساله ها همه جا شده پر از حرف و حدیث الکی ... وعده های 100 من یغاز که تو دکون هیچ عطاری پیدا نمی شه ... بابا من چه جوری حرفمو بزنم ... به کی بزنم ... اصلا چی بگم فک می کنم حرف زدن عادی ام یادم رفته شدم سکوتی پر از حرف ... منتظر یه تلنگر ...

تازه می دونین اگه ماهی یه بارم حرف بزنم می گن من عوض شدم دیگه اون نسرین سابق نیستم ... راهم عوض شده برخوردام .... مگه قراره همیشه یه جور بمونم .... نه نمی مونم یعنی نمی خوام که بمونم .... فقط الان یه چیز می خوام یه تحول یه دگرگونی ... یه انفجار سبزززززززززززززززز

شاید بعد از این انفجار منم منفجر شم پر شم از هوای تازه حرف های تازه فکر های تازه نمی دونم یعنی می شه ؟؟؟؟؟ می خوام یه آدم دیگه ای بشم ... حرف هام عوض می شه اینو بدونین ... رفتارم عوض می شه اینم بدونین دیگه نخواین همون آدم قدیم باشم چون نه می تونم و نه دلم می خواد ....

 پی نوشت:

1- این روزها تقریبا با خواهر جان زینب فرصت کنیم می ریم تو خیابون ها ببینیم چه خبره ... کلی خبراستتتت باید منتظر 23 خرداد بود تا تمام این خبرها ... یه ادمو خبر ساز کنن برای 4 سال .... منتظریم و جالبه که بدونین خواهر جان هر شب زحمت می کشه منو می رسونه خونه و از همه مهتر اینکه با یه فرمون می ره تو کوچه ای که وسطش جوب داره اما بعضی ها نتونستن ...

2- هنوز امتحانام تموم نشده املا انشا و حرفه و فن مونده ...

 3- نمی دونی من که چه حالی دارم یه دنیای رو به زوالی دارم ... مجنونمو دلزده از خیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها ...

 4- امیدوارم روز 23 خرداد حرف تازه ای برای گفتن توی این صفحه داشته باشم

 5- یه اس ام اس داشتم که آمار داده بود از وضعیت انتخاباتی اگه کنجکاو بودین بگین براتون بنویسم آلان حوصله اش و ندارم ... خسته ام ...

 ۶- و اما از همه مهمتر اینکه رئیس جان بنده " مهدی جهانگیری" بازم در کارش موفق شد البته هیج شکی نداشتم اما بعد از همایش پارسال بعضی ها می خواستند بگن که اون آدم ناموفقی بوده اما حالا بدونین که اون موفق شد مثل همیشه از این به بعد این اسم زیاد می شنوید شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری (سمگا)

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 22:33 توسط ن.ن| |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net